nobody
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ nobody
آرشیو وبلاگ
      من او ()
یارا نویسنده: nobody - ۱۳۸٩/۱٠/۱۸

یواشی گفت باباجون

چشماتو وا کن بابا

پژمرده ای باغبون

چوب چوب یه تابوت

که تو کوچه روون بود

جای بابا تو تابوت

یه تیکه استخون بود

اتل متل توتوله

چشم تو چشم گلوله

اگر پاهات نلرزید

نترسیدی قبوله

خودم تو دیده بانی

با دوربین قرار گاه

رفیقمو میدیدم

تو گودی قتلگاه

 

  نظرات ()
غصه نخور دلم... نویسنده: nobody - ۱۳۸٩/۱٠/۱٥

باز میکنم گره ها را با سر انگشتان صبر

......دل بسته ی من طاقت بیار

  نظرات ()
اشک.... نویسنده: nobody - ۱۳۸٩/۱٠/۱٥

هوا گرفته بود وباران میبارید .....کودکی اهسته گفت:خدا گریه نکن درست میشه.....

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تاوان حرفهایی که نمیتوانیم بزنیم موهای سفیدیست که در لابه لای موهایمان داریم... گراز یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت.... رفتن...... شدی درس زندگیم......... تولد دوباره....... دلم کما میخاد..... گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود..... کوهی که در رگهای خود ابری ندارد.....امشب دلش تنگ است میخاهد ببارد. دوست دارم بدانم دوست داشتن را چگونه دوست داری تا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست د از کربلا که آمدی خواهی دانست که فراق بهشت با آدم چه کرد...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من خانه ی تنهایی من پسر روستایی برایت دریا دل میمانم ان سوی خیال ماه عسل پرنده ی مهاجر این سرخ تلخ ظلمت شب برگرد مجله ی اینترنتی ناونیا ژولیت جامانده از......... elpida صبح امید پرتال زیگور طراح قالب