nobody
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ nobody
آرشیو وبلاگ
      من او ()
معجزه نویسنده: nobody - ۱۳٩۱/۱۱/۳٠

این روزهــا فـقــط یکـ معـجــزه میـتواند
از ایـن جـهنـم رهــایم کند
.....خــوب میدانی که به معـجـزه ات ایــمان دارم
!پـس زود بــاش
یـدبیـضا و شـق القـمر نمیـخواهم
.....فـقــط کـمی نـگاهــم کن

  نظرات ()
کلید را زیر همان گلدان قدیمی گذاشته ام خیالت اگر امد پشت در نمی ماند نویسنده: nobody - ۱۳٩۱/۱۱/٢٩

سال ها بعـد یاد تـو از خاطـرم خواهـد گذشتــــ ..
نخـواهـم دانستــــ کجـایـی ؟
و نخـواهی دانستـــ کجایـم ..

امّـا آرزویـم بـرای خوشبختی تـو ..
تـو را در بر خواهد گرفتــــ ..

و تـو در آن لحظه احساس خواهی کرد
اندکی خوشحال تـر
و انـدکی خوشبختـــــ تـری

و نخـواهی دانستـــــ چـرا .. ؟!

  نظرات ()
زندگی به من اموخت هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست نویسنده: nobody - ۱۳٩۱/۱۱/٢٤
بعد از مدتها دیدمش
........دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن
........خودمو کنترل کردمو فقط لبخند زدم
تو دلم گریه کردمو گفتم:بی معرفت دستای من تغییر نکردن
دستات به دستای یکی دیگه عادت کردن


  نظرات ()
من که جز تو کسی را ندارم......ولی چرا تو را هم ندارم؟؟ نویسنده: nobody - ۱۳٩۱/۱۱/٢۳

  نظرات ()
ادما با قراراشون زندگی میکنن............ نویسنده: nobody - ۱۳٩۱/۱۱/٢۱

بابالنگ دراز خوبم سلام 

با یه دنیا حرف اومدم اینجا نمیدونم میتونم بگم یا نه نمیدونم میتونم بگم که الان دو ساعته هی شمارتو میگیرم اما قبل از اینکه زنگ بزنه قطعش میکنم 

.........اومدم بگم که دلم برای شنیدن صدات تنگ شده 

اون روز تو تلویزیون گفت ادما با قراراشون زندگی میکنن از اون روز هرچی فکر میکنم میبینم قرار زندگی ما این نبود 

...............قرار زندگی ما این نبود که یکی بمونه واون یکی بی وفایی کنه

..........قرارنبود واسه هم کم باشیم و حتی اصلا نباشیم

.......قرارنبود همو تو عمل کردن به قول و قرارامون تنها بزاریم

.......قرار بود بودن و موندنمون همیشگی باشه دلامون همیشه واسه هم بی قرار باشه

؟؟؟حالا که ما همه ی قرارای زندگیمونو زیر پا گذاشتیم چطوری باید زندگی کنیم

ولی بابا لنگ دراز عزیزم من هنوز همون دختر کوچولوی قبلم که وقتی تو خیابون راه میره به جای اینکه مستقیم بره زیگزاگ میره من هنوزم تو مغازه ها به قول تو دنبال قاتل بروسلی میگردم

هنوزم پیتزا دوست ندارم ابگوشت میخورم  هنوز شبا تا صبح بیدارم

......................

شاید از همه مهمتر این باشه که من هنوزم دوستت دارم بهت فکر میکنم و منتظرتم

با اینکه تو این روزا خیلی نامهربونی میکنی ولی من هنوزم  فکر میکنم که عیب نداره درست میشه یه روزی تو برمیگردی اسمون زندگیمون دوباره ابی میشه

راستی یادم رفت بگم 5شنبه صبح که از خواب بیدار شدم حس کردم زنجیرت تو گردنم نیست توی خواب یه تیکش پاره شده بودو از گردنم باز شده بود با اینکه تونستم درستش کنم اما کلی غصه خوردم گریه هم کردم مثل بچه ها

یادته دفعه ی اخری که دیدمت گفتی ما دیگه بچه نیستیم باید عاقلانه تصمیم بگیریم اما من هنوزم مثل بچه ها زودی بغض میکنم و گریم میگیره

  نظرات ()
جای خالیت با هیچ اویی پر نمی شود....... نویسنده: nobody - ۱۳٩۱/۱۱/۱٧

بابا لنگ دراز عزیزم سلام

این روزا انگار خدا میخاد خاطره ها رو برام هی تکرار کنه هر کی ندونه تو خوب میدونی که من معمولا خواب نمیبینم یا خوابام یادم نمیمونه جز خوابای تو و حالا چند شبه مدام خوابتو میبینم و تو حتی تو خوابم برام تکرار و تکرار میشی

چند روز پیش که تو مطب یه دکتر نشسته بودم یه خانم جوون همراه شوهر و دختر کوچولوش روبروم نشستن چهره ی دختر برام اشنا بود اون یکی از همکلاسی های دوره ی پیش دانشگاهیم بود که حالا یه دختر دو ساله داشت یادم اومد که تو همون دوره ی پیش دانشگاهی نامزد کرد روزی اومدو گفت فردا مراسم نامزدیشه ما کلی ذوق کردیم با بچه های کلاس به افتخارش کلی زدیم و رقصیدیم و از اون روز به بعد تا یک هفته تو کلاسمون بزن و به کوب بود به مناسبت نامزدیش البته بساط بزن و بکوب تو کلاس ما همیشه به راه بود ولی اون موقع بهانمون یه نامزدی بود

و بازهم چند روز بعد به یکی از دوستای دوره ی ابتداییم برخوردم کی باورش میشه بعد از این همه سال بتونی یکی از دوستاتو اینطوری اتفاقی دوباره ببینی البته اون منو شناخت چون خیلی تغییر کرده بود یه دختر7ساله به اسم نسترن داره وای باورم نمیشه اون دختر شرو شیطون مدرسه حالا اینقدر خانم و اروم شده و برای یه فرشته ی کوچولو مادری میکنه 

دلم میخاد یه روزی بتونم همه ی دوستامو ببینم

دلم میخادیه روزی بتونم تو رو ببینم ببینمت که خوشبختی ببینمت که یه کوچولوی ناز بابا صدات میکنه دلم میخاد برم یه جایی از دور بایستم و ساعتها نگاهت کنم قول میدم فقط نگاهت کنم خودتو ازم پنهان نکن

پ ن:باشد قبول 

 

تمام این عشق دروغ بود

اما بیا و محض دلخوشی من

این دروغ عاشقانه را

لحظه ای باور کن

  نظرات ()
تحمل میکنم بی تو به هر سختی به شرطی که بدونم شادو خوشبختی نویسنده: nobody - ۱۳٩۱/۱۱/۱٧

این سکوت و این هوا و این اتاق .. شب به شب به خاطرم میاردت
توی این خونه هنوزم یه نفر ..  نمیخواد باور کنه نداردت 

نمیخواد باور کنه تو این اتاق .. دیگه ما با هم نفس نمیکشیم
زیر لب یه عمر میگه با خودش .. ما که از همدیگه دست نمیکشیم 

 

به هوای روز برگشتن تو  .. سر هر راهی نشونه میکشه
با تمام جاده های رو زمین .. رد پاتو سمت خونه میکشه 

من دارم هر روزمو بدون تو .. با تب یه خاطره سر میکنم
با خودم به جای تو حرف میزنم .. خودمو جای تو باور میکنم 

توی این خونه به غیر از تو کسی .. دلشو با من یکی نمیکنه
من یه دیوونم که جز خیال تو .. کسی با من زندگی نمیکنه 

تو سکوت بی هوای این اتاق .. شب به شب به خاطرم میارمت
خودمم باور نمیکنم ولی .. دیگه باورم شده ندارمت

  نظرات ()
گفته بودم بی تو سخت میگذره....بی انصاف حرفمو پس میگیرم بی تو اصلا نمیگذره نویسنده: nobody - ۱۳٩۱/۱۱/٧

چشم هایم

  پنجره ایست که هرروز

   به خاطره باز میشود

        به دریا

  به کوهستان

   به خوبی های نا تمام

                                   و مهربانیهای بی استعاره تو

    چقدر گذشته ها را دوست دارم

    گذشته های لبالب از سعادت های دلخواه...


  نظرات ()
حوا که باشی مردها هوا برشان میدارد که ادمند نویسنده: nobody - ۱۳٩۱/۱۱/۱
!هی پسر
من یک زنم
اما
زخمی که به دلم گذاشتی خیلی عمیقتر از پک های مردانه ایست
.....که تو هر روز به سیگارت میزنی
  نظرات ()
مطالب اخیر تاوان حرفهایی که نمیتوانیم بزنیم موهای سفیدیست که در لابه لای موهایمان داریم... گراز یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت.... رفتن...... شدی درس زندگیم......... تولد دوباره....... دلم کما میخاد..... گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود..... کوهی که در رگهای خود ابری ندارد.....امشب دلش تنگ است میخاهد ببارد. دوست دارم بدانم دوست داشتن را چگونه دوست داری تا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست د از کربلا که آمدی خواهی دانست که فراق بهشت با آدم چه کرد...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من خانه ی تنهایی من پسر روستایی برایت دریا دل میمانم ان سوی خیال ماه عسل پرنده ی مهاجر این سرخ تلخ ظلمت شب برگرد مجله ی اینترنتی ناونیا ژولیت جامانده از......... elpida صبح امید پرتال زیگور طراح قالب