nobody
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ nobody
آرشیو وبلاگ
      من او ()
دوست دارم بدانم دوست داشتن را چگونه دوست داری تا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست د نویسنده: nobody - جمعه ۱۳ دی ۱۳٩٢

نامه ای نوشته ام 
برایِ کسی که شاید
روزی حوالیِ من
بگوید :
می شود روزگارمان را
با هم تقسیم کنیم؟
نامه اینگونه آغاز می شود :
سلام!
بی مقدمه می گویم. .
اگر آمده ای 
نقش عاشق پیشه ها را بازی کنی ... 
نشانیِ کافه سینما را می دهم؛
آنجا بازیگر زیاد برایِ ایفایِ این نقش هست !

یا که چند روزیست
دورت خلوت شده ؟
کسی را می خواهی که وقت بگذرانی
با لحظه هایش ؟
بی شمارند این آدم ها ...
بیا! نشانیِ این آدمها را هم دارم !

خلاصه بگویمت
جاده ی رفتن را اگر بلد نیستی
اگر آمدی تا رفتن بیاموزی
تا کفشِ رفتن به پایت کنی
اینجا هیچ چیز نصیبت نمی شود
اینجا همه چیز بودن است
اگر آمدی ...
باید چشمانت
دستانت
گواهِ بودنت باشند
ساده بگویمت
باید حوصله کنی؛
گذشته از روزهایی که
بی هیچ ترسی؛ با همه ی بودنم
عاشقی می کردم 
گذشته !

  نظرات ()
از کربلا که آمدی خواهی دانست که فراق بهشت با آدم چه کرد... نویسنده: nobody - یکشنبه ۱ دی ۱۳٩٢

روز عاشورا ازخدا برات یه چیز خاستم:

ازخدا میخام تو زندگیت فقط یه بار سر دورراهی بمونی اونم بین الحرمین

ندونی که پیش عباس زانو بزنی یا حسین........

وحالا درست 40 روزبعد  تویی و بین الحرمین و عباس و حسین

التماس دعا

  نظرات ()
مطالب اخیر تاوان حرفهایی که نمیتوانیم بزنیم موهای سفیدیست که در لابه لای موهایمان داریم... گراز یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت.... رفتن...... شدی درس زندگیم......... تولد دوباره....... دلم کما میخاد..... گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود..... کوهی که در رگهای خود ابری ندارد.....امشب دلش تنگ است میخاهد ببارد. دوست دارم بدانم دوست داشتن را چگونه دوست داری تا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست د از کربلا که آمدی خواهی دانست که فراق بهشت با آدم چه کرد...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من خانه ی تنهایی من پسر روستایی برایت دریا دل میمانم ان سوی خیال ماه عسل پرنده ی مهاجر این سرخ تلخ ظلمت شب برگرد مجله ی اینترنتی ناونیا ژولیت جامانده از......... elpida صبح امید پرتال زیگور طراح قالب