nobody
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ nobody
آرشیو وبلاگ
      من او ()
تولدت مبارک................ نویسنده: nobody - جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠

تولدت مبارک ای تو عزیز رفته

           کاشکی بیاد یه روزی بشی مثل گذشته

چند روزه دائم این شعر تو ذهنم مرور میشه این شعرو دو سال پیش محرم تو گوشی فرشته خوندم اونروزام مثل امروز نبودی منتها میدونستم چرا میدونستم اشتباه کردم چوبشم خوردم همون یه مدت نبودنت واسم کافی بود اون روز با خودم فکر کردم اگه روز تولدت نداشتمت این شعرو واست اس ام اس کنم اما خدا رو شکر توام اونروزا بدون من طاقت نمی اوردی توام دلتنگ شدی و برگشتی حالا امروز تولدت رسیده یه تولد بدون تو ...............

نرسیدم کاودتو بگیرم شنبه واست میفرستمش گفتم که تو فکرشم دیگه بهت اس ام اسم نمیتونم بدم اخه تلفنتو ندارم خودت که میدونی من یه شب خوابیدمو و صبح که بیدار شدم دیدم دیگه ندارمت.............

بگذریم..........

کلی برنامه ریزی کرده بودم واسه تولدت نمی دونستم حتی صداتو ازم دریغ میکنی راستی مریم شهریور اینده عروسی میکنه قرار بود باهم بریم واسه عروسیش لباس بخریم به سلیقه ی تو یادته؟

من اینروزا جز تو و با تو بودن چیز دیگه ای یادم نیست یعنی یادم نمیمونه اونروز میخواستم نماز بخونم قبله رو اشتباه وایستادم باورم نمیشه جهت قبله ی خونه ی خودمونم یادم میره!!!!

همیشه خدا خدا میکردم هیچ وقت این شعرو واسه تو استفاده نکنم هیچ وقت عزیز رفته نشی همیشه واسم موندنی باشی ولی نشد.................

  نظرات ()
مطالب اخیر تاوان حرفهایی که نمیتوانیم بزنیم موهای سفیدیست که در لابه لای موهایمان داریم... گراز یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت.... رفتن...... شدی درس زندگیم......... تولد دوباره....... دلم کما میخاد..... گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود..... کوهی که در رگهای خود ابری ندارد.....امشب دلش تنگ است میخاهد ببارد. دوست دارم بدانم دوست داشتن را چگونه دوست داری تا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست د از کربلا که آمدی خواهی دانست که فراق بهشت با آدم چه کرد...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من خانه ی تنهایی من پسر روستایی برایت دریا دل میمانم ان سوی خیال ماه عسل پرنده ی مهاجر این سرخ تلخ ظلمت شب برگرد مجله ی اینترنتی ناونیا ژولیت جامانده از......... elpida صبح امید پرتال زیگور طراح قالب