nobody
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ nobody
آرشیو وبلاگ
      من او ()
  نویسنده: nobody - جمعه ٢۸ خرداد ۱۳۸٩

بدون شرح...!

هنگام جنگ دادیم صدها هزار دارا

شد کوچه های ایران مشکین ز اشک سارا

سارا لباس پوشید با جبهه ها اجین شد

در فکه وشلمچه دارا به روی مین شد

چندین هزار دارا بسته به سر سربند

یا تکه تکه گشتند یا که اسیر ودربند

سارای دیگری در مهران شده شهیده

دارا کجاست؟او در اروند ارمیده

دوخته هزار سارا چشمی به حلقه ی در

از یک طرف و دیگر چشمی ز خون دل تر

سارا سوال می کرد دارا کجاست اکنون؟

دیدند که شعله ها را در سنگرش به مجنون

خون گلوی دارا اب حیات دین است

روحش به عرش و جسمش مفقود در زمین است

در ان زمانه رفتند صدها هزار دارا

در این زمانه گشتند ده ها هزار(دارا)

هنگام جنگ دارا گشته اسیر و دربند

دارای این زمان با بنزش رود به دربند

دارای ان زمانه بی سر درون کرخه

سارای این زمانه در کوچه با دوچرخه

در ان زمانه سارا با جبهه ها عجین شد

در این زمانه ناگه چادر لباس جین شد

با چفیه ای که گلگون از خون صد چو داراست

سارا خود از برای جلب نظر بیاراست

ان مقنعه ور افتاد جایش فوکل در امد

سارا به قول دشمن از املی در امد

دارا و گوشواره حقا که شرم دارد!

در دستهایش امروز او بند چرم دارد

با خون و چنگ دندان دشمن ز خانه راندیم

اما به ماهواره تا خانه اش کشاندیم

یا رب تو شاهدی بر اعمالمان یکایک

بدم المظلوم یا الله عجل فرجه ولیک

جای شهید اسم خواننده روی دیوار

انها به جبهه رفتند اینها شدند طلبکار!!!

  نظرات ()
مطالب اخیر تاوان حرفهایی که نمیتوانیم بزنیم موهای سفیدیست که در لابه لای موهایمان داریم... گراز یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت.... رفتن...... شدی درس زندگیم......... تولد دوباره....... دلم کما میخاد..... گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود..... کوهی که در رگهای خود ابری ندارد.....امشب دلش تنگ است میخاهد ببارد. دوست دارم بدانم دوست داشتن را چگونه دوست داری تا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست د از کربلا که آمدی خواهی دانست که فراق بهشت با آدم چه کرد...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من خانه ی تنهایی من پسر روستایی برایت دریا دل میمانم ان سوی خیال ماه عسل پرنده ی مهاجر این سرخ تلخ ظلمت شب برگرد مجله ی اینترنتی ناونیا ژولیت جامانده از......... elpida صبح امید پرتال زیگور طراح قالب