nobody
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ nobody
آرشیو وبلاگ
      من او ()
حال همه ی ما خوب است اما تو باور نکن................. نویسنده: nobody - سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠

........و اگر یک روز بی خبر بازگشت به او چه بگویم؟

_بگو که من تا دو مرگ همچنان در انتظار او بودم

واگر مرا نشناسد وباز از من چیزها ی تازه بپرسد؟

_با او حرف بزن مثل خواهر درد دل کن شاید از درد خود رنج می برد و سراغ هم درد می گیرد

و اگر بپرسد تو کجا هستی به او چه جواب دهم؟

_گردنبند مرا به او بده اما هیچ پاسخ مگوی

و اگر سوال کند چرا تالار خالی و خاموش است؟

_چراغ خاموش ودر گشوده را به او نشان بده

و اگر بپرسد اخرین ساعت تو چگونه سپری شد؟

_بگو من لبخند بر لب داشتم می ترسم اگر چنین نگویی اشک در دیده بیاورد..................

(موریس مترلینگ)

پ ن:پای امدنت که نباشد حتی اگر تمام جاده های عالم هم به خانه ی من ختم شود.............بازهم نمیرسی

میدونم که نه پای اومدن داری نه دل..............

  نظرات ()
مطالب اخیر تاوان حرفهایی که نمیتوانیم بزنیم موهای سفیدیست که در لابه لای موهایمان داریم... گراز یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت.... رفتن...... شدی درس زندگیم......... تولد دوباره....... دلم کما میخاد..... گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود..... کوهی که در رگهای خود ابری ندارد.....امشب دلش تنگ است میخاهد ببارد. دوست دارم بدانم دوست داشتن را چگونه دوست داری تا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست د از کربلا که آمدی خواهی دانست که فراق بهشت با آدم چه کرد...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من خانه ی تنهایی من پسر روستایی برایت دریا دل میمانم ان سوی خیال ماه عسل پرنده ی مهاجر این سرخ تلخ ظلمت شب برگرد مجله ی اینترنتی ناونیا ژولیت جامانده از......... elpida صبح امید پرتال زیگور طراح قالب