nobody
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ nobody
آرشیو وبلاگ
      من او ()
هیچ میدانی چه دردی میکشم وفتی باسکوتت ذره ذره عشقم را سر میبری؟؟؟ نویسنده: nobody - پنجشنبه ۱٠ شهریور ۱۳٩٠

دیروز عید فطر بود تولد مامانمم بود یادته سه سال پیش سال اولی که با هم اشنا شدیم تولد مامانم میخاستم براش کیف پول بخرم باهم رفتیم خیابون فردوسی تا از چرم فروشیای اونجا خرید کنیم اما من از کیفاش خوشم نیومد توام گفتی میخای بریم بازار؟

گفتم:نه

گفتی:چرا؟

گفتم:اخه سختته هوا گرمه اذیت میشی

نگام کردی و خندیدی و گفتی:بشین کثافت مرض بشین بریم

باهم رفتیم بازار و نذاشتی من انتخاب کنم گفتی کیف مامان خودمه خودم باید بخرمش

مامانم هنوز اون کیفو داره خیلیم دوسش داره ناخواسته هر بار که میگیره دستش واسه من کلی خاطره تداعی میکنه و یه جورایی کلی غصه میاد رو دلم...............

امسال تولد مامانم تو نبودی و بازم من تنها بودم بی تو بودن یعنی تنهایی............

دلم میخاد یه روزی فقط من باشم و تو باشی و خاطراتمون ...........

میخام ببینم زیر بار اون همه خاطره دوام میاری میدونم که نمیتونی اونوقت اون روز میفهمی وقتی میگیرم دارم له میشم یعنی چی...................

دلم میخاد یه روزی من باشم و تو باشی و بارون و همه ی کوچه ها و خیابونایی که ازش خاطره داریم تمام مغازه ها فروشنده ها ادما همه باشن ..........

اگه اون روز بیاد بهت قول میدم تمام در و دیوارای این شهر شهادت بدن که من تو تمام این مدت به یادت بودم که هیچ وقت فراموشت نکردم که ادم خیانت به تو نیستم پس چرا محکومم کردی به خیانت و بی وفایی ؟؟؟

پ ن :یک عالمه اتفاق محال دوره ام کرده اند

نه می افتند

نه میروند

فقط میرقصند.............

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تاوان حرفهایی که نمیتوانیم بزنیم موهای سفیدیست که در لابه لای موهایمان داریم... گراز یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت.... رفتن...... شدی درس زندگیم......... تولد دوباره....... دلم کما میخاد..... گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود..... کوهی که در رگهای خود ابری ندارد.....امشب دلش تنگ است میخاهد ببارد. دوست دارم بدانم دوست داشتن را چگونه دوست داری تا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست د از کربلا که آمدی خواهی دانست که فراق بهشت با آدم چه کرد...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من خانه ی تنهایی من پسر روستایی برایت دریا دل میمانم ان سوی خیال ماه عسل پرنده ی مهاجر این سرخ تلخ ظلمت شب برگرد مجله ی اینترنتی ناونیا ژولیت جامانده از......... elpida صبح امید پرتال زیگور طراح قالب