nobody
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ nobody
آرشیو وبلاگ
      من او ()
انتظار...... نویسنده: nobody - جمعه ٤ تیر ۱۳۸٩

کسی خواهد امد

به این بیاندیش

هیچ پیامی اخرین پیام نیست

و هیچ عابری اخرین عابر

کسی مانده است که خواهد امد

باور کن!

کسی که امکان امدن را زنده نگه میدارد

بنشین به انتظار

او خواهد امد ......

سلام

فردا روز پدره این روز رو به همه ی پدرای دنیا تبریک میگم امیدوارم همیشه سایه ی همه ی پدرا بالای سر خانوادشون باشه.

همیشه روز مادر یا روز پدر دلم میخاد یه عالمه گل بخرمو تو خیابون راه برم یه شاخه گل بدم به هر پدر یا مادری که میبینم شاید کار عجیبی باشه ولی دوست دارم برم سر مزار پدرا و مادرایی که کنار بچه هاشون نیستن اخه بعضی بچه ها کوتاهی میکنن به نظر من پدرا و مادرای فوت شده تو این روزا منتظر بچه هاشونن واونا نمیرن کنارشون اونقدر سرگرم کار و مشغله های زندگی مادیشون هستن که فراموش میکنن یه روزی ادمایی بودن که بهشون میگفتن مامان بابا

ولی از همه بدتر اون بچه هایی هستن که پدر مادراشونو میذارن تو خونه ی سالمندان وسال تا سالم ازشون سراغی نمیگیرن دلم میخاد به اونام سر بزنم و بهشون روزشونوتبریک بگم اخه دعای پدرو مادرا خیلی زود مستجاب میشه واسه همین ازشون بخوام برام دعاکنن

یه مادری هست که وقتی یه چیزایی نمیتونم به مادر خودم بگم به اون میگم اونم برام دعا میکنه کمکم میکنه با اینکه پیشم نیست ولی من کمکشو حس میکنم تاثیرشو تو زندگیم میبینم ازش خیلی ممنونم........

فردا که روز پدره دقیقا میشه هفتم پدر خانم همسایمون خیلی سخته روز پدر پدرتو نداشته باشی پدرت کنارت نباشه پس به کی باید تبریک بگی ؟واسه کی باید کادو بخری؟واسه کی جشن بگیری؟نمی دونم.........

اما یه چیزیم هست که خیلی بده پدری که هست تو داریش ولی نمیتونه بایسته تا تو لباسی که براش خریدی رو تو تنش درست ببینی پدری که نمیتونی دستاشو بگریو همراهش بری خرید چون دود و دم بیرون واسه ریه هاش ضرر داره پدری که......

نمیدونم چرا امروز یاد اینا افتادم اصلا چرا دارم از تلخیا حرف میزنم شاید چون پشت هر شادی ونشاطی پشت هر خوشی یه تلخی هست شاید به همین .......

مادر دروغگو

اتل متل یه مادر

عین غنچه ی شب بو

یه مادر فداکار

اما یه کم دروغگو!

یه ساعتی می گذره

دست می کشه رو سرم

بهم میگه بیداری؟

یا خوابیدی دخترم؟

لابد می پرسید چرا

عین گل شب بوئه

سرزنشش میکنین

چون یه کم دروغگوئه!

دوباره و سه باره

وقتی جواب نمیدم

نوازشم می کنه

فکر میکنه خوابیدم

عین گل شب بوئه

چون تاسحر بیداره

ولی دروغ دروغی

چشماشو هم میذاره

بلند میشه از تو جا

از اتاق بیرون میره

شاید می خواد مادرم

بره وضو بگیره

بلند میشم دزدکی

به دنبال اون میرم

تا دستشو بخونم

تا مچشو بگیرم

روسری رو مادرم

روی سرش کشیده

تاکه بابام نفهمه

نصف موهاش سفیده

میره توی اتاق خوای

روبروی اینه

روی زردشو مادر

توی اینه می بینه

با دست پینه دارش

کشو رو وا میکنه

عطر بابام تو دستش

رضا رضا میکنه

نگاه ناز مادر

یواشی  میره بالا

تا بالای اینه

روی عکس بابا

رضا اسم بابامه

مامان خیلی میخادش

جنازشو بغل زد

ولی میگه میادش

مامان همیشه میگه

که بابا برمیگرده

ولی بعضی ادما

میگن که قاطی کرده

بهش میگه رضا جان

غصه نخور عزیزم

من وحبیبه خوبیم

نمی گه من مریضم

ادکلن بابا رو درشو وا میکنه

می ذاره روی قلبش

خدا خدا میکنه

بهش میگه رضا جان

وضع زندگی خوبه

نمیگه لای چرخ زندگی صد تا چوبه

عطرشو بو میکنه

دوچشمشو میبنده

او مادر دروغگو

زور زورکی میخنده

نمیگه که واسه کار

تا کجاها که رفته

نمیگه چند دقیقه دیسک کمر گرفته

یهو مامان هول میشه

روی زمین میشینه

تا که بابا قامت

خمیدشو نبینه

دست میذاره رو چشماش

از توی دست سردش

عطر بابا میریزه

روی چهره ی زردش

نمیگه صاحب خونه

اجاره خونه میخاد

یا که سرش داد زدن

تو ساختمون بنیاد!

می زنه زیر گریه

بوی عطر بابا جون

با بوی عطر شب بو

می پیچه تو خونمون

مامان نمیگه دادگاه

حکم تخلیه داده

تا که یهو میفهمه

چشماش اونو لو داده

تموم عالم امشب مست گل شب بوئه

انگار همه فهمیدن

مادرم دروغگوئه!!!!

  نظرات ()
مطالب اخیر تاوان حرفهایی که نمیتوانیم بزنیم موهای سفیدیست که در لابه لای موهایمان داریم... گراز یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت.... رفتن...... شدی درس زندگیم......... تولد دوباره....... دلم کما میخاد..... گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود..... کوهی که در رگهای خود ابری ندارد.....امشب دلش تنگ است میخاهد ببارد. دوست دارم بدانم دوست داشتن را چگونه دوست داری تا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست د از کربلا که آمدی خواهی دانست که فراق بهشت با آدم چه کرد...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من خانه ی تنهایی من پسر روستایی برایت دریا دل میمانم ان سوی خیال ماه عسل پرنده ی مهاجر این سرخ تلخ ظلمت شب برگرد مجله ی اینترنتی ناونیا ژولیت جامانده از......... elpida صبح امید پرتال زیگور طراح قالب