nobody
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ nobody
آرشیو وبلاگ
      من او ()
نیازمندیها نویسنده: nobody - شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٠

همیشه از خونه تکونی متنفر بودم اما قاطی اون همه تنفر یه چیزاییشم دوست دارم اینکه همه ی وسایلمو میریزم بیرونو کلی یادگاری و خاطره قاطیشون پیدا میکنم واسم دوست داشتنیه

الان چند روزه که دارم اتاقمو خاطره هامو میتکونم قاطی وسایلم یه کاغذ پیدا کردم که درست ابان ماه سال 89اسمشو گذاشتم لیست نیازمندیها اون روز توی دانشگاه نشسته بودم تا کلاسم شروع بشه یهو زد به سرم که بشینم یه لیست بنویسم از چیزایی که لازم دارم و میخوام که داشته باشم بعد هر وقت که یکیشو گرفتم خطش بزنم بالای برگه نوشتم نیازمندیها بعدشم شروع کردم به نوشتن اولیش زیر سارافونی بود همه چی رونوشتم شال روسری شلوار دستکش برس .........................

بالای صفحه ی نیازمندیهای من نوشته شده خدایا ازت ممنونم هر وقت یکی اینو میبینه میگه از چی ممنونی از این همه نیاز برطرف نشده؟

اما دلیل من چیز دیگه ایه:اون روز که شروع کردم به نوشتن لیستم تو مورد یازدهم بودم که همون ادمی که اصلا دلم نمیخاد بهش بگم بی وفا بهم زنگ زد با یه خبر خوش بهم گفت که دانشگاه قبول شده خیلی خوشحال شدم و چون ارزوی همیشگیم بود همون جا بالای برگم به صورت کاملا کتبی از خدا تشکر کردم لین راز جمله ی خدایا ازت ممنونم نیازمندیهای منه

به لیستم که نگاه میکنم میبینم کلی نیاز برطرف نشده دارم اون روزا دوستم سمیرا یه شال مشکی داشت که پایینش ارم ورساچ داشت همیشه دلم میخوست بخرمش ولی پیدا نکردم

یه دستگاه بافت افریقایی مو دیده بودم که دلم میخاست بخرمش ولی هیچ وقت فرصت نشد به اخرای لیستم که نگاه میکنم به قسمتی میرسم که لباسها و وسایلی که باید برای عروسی مری بخرمو توش نوشتم که تمام لیستمو تحت شعاع قرار میده وباعث میشه بی خیال بقیه بشم

پ ن:دوستان عزیز خودمم نمیدونم قصدم از نوشتم این پست چی بود فقط خواستم یه چیز نوشته باشم

  نظرات ()
مطالب اخیر تاوان حرفهایی که نمیتوانیم بزنیم موهای سفیدیست که در لابه لای موهایمان داریم... گراز یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت.... رفتن...... شدی درس زندگیم......... تولد دوباره....... دلم کما میخاد..... گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود..... کوهی که در رگهای خود ابری ندارد.....امشب دلش تنگ است میخاهد ببارد. دوست دارم بدانم دوست داشتن را چگونه دوست داری تا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست د از کربلا که آمدی خواهی دانست که فراق بهشت با آدم چه کرد...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من خانه ی تنهایی من پسر روستایی برایت دریا دل میمانم ان سوی خیال ماه عسل پرنده ی مهاجر این سرخ تلخ ظلمت شب برگرد مجله ی اینترنتی ناونیا ژولیت جامانده از......... elpida صبح امید پرتال زیگور طراح قالب