nobody
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ nobody
آرشیو وبلاگ
      من او ()
او میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان نویسنده: nobody - چهارشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩۱

اون روز فردای روز تولدت بود من توی میدون بهارستان بودم و به تو فکرمیکردم به اینکه کاش الان بهم زنگ بزنی و ازم بپرسی کجایی؟و وقتی فهمیدی کجام بگی همون اطرافی و میخای که همو ببینیم که باهم بریم بیرون...................

باهمین فکر راه میرم که موبایلم زنگ میزنه اولش وقتی شمارتو میبینم باور نمیکنم تویی ولی توبودی...................

وقتی جواب دادم گفتی سلام  خوبی ؟کجایی خانم؟

گفتم سلام من بیرونم بهارستانم تو کجایی؟

گفتی:منم بهارستانم دارم میرم بازار میای باهم بریم؟

گفتم:اره

ورفتم روبروی شیرین عسل وایستادم تو با ماشین اومدی اولین بار بود که با ماشین میدیدمت همیشه با موتور میومدی ماشینو یه جا پارک کردی و گفتی :با ماشین نمیشه اون سمت رفت سخته بیا با اتوبوس بریم

منم گفتم باشه اون روز میدون خیلی شلوغ بود پراز ماشین پر از ادم ............

منم مثل بچه ها که میترسن از پدر و مادرشون جدا بشن دستتو سفت گرفته بودم که تو رفتی سمت یکی از اتوباسای در حال حرکتو گفتی:برو سوار شو ................

اما تو سوار شدی و من جاموندم اتوبوس رفت و تورو باخودش برد من مثل بچه هایی که مادرشونو گم کردن دنبال اتوبوس میدویدمو گریه میکردم صدات میکردم............

اما تو دیگه رفته بودی تو رفتی و منو وسط اون شلوغی جا گذاشتی...................

ومن موندم اشکام برای از دست دادن تو.................

این خوابو درست فردای تولدت دیدم هر وقت یادم میاد ناخوداگاه گریم میگیره ترس از گم کردنت میاد سراغم .............

من از نبودنت میترسم..........

  نظرات ()
مطالب اخیر تاوان حرفهایی که نمیتوانیم بزنیم موهای سفیدیست که در لابه لای موهایمان داریم... گراز یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت.... رفتن...... شدی درس زندگیم......... تولد دوباره....... دلم کما میخاد..... گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود..... کوهی که در رگهای خود ابری ندارد.....امشب دلش تنگ است میخاهد ببارد. دوست دارم بدانم دوست داشتن را چگونه دوست داری تا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست د از کربلا که آمدی خواهی دانست که فراق بهشت با آدم چه کرد...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من خانه ی تنهایی من پسر روستایی برایت دریا دل میمانم ان سوی خیال ماه عسل پرنده ی مهاجر این سرخ تلخ ظلمت شب برگرد مجله ی اینترنتی ناونیا ژولیت جامانده از......... elpida صبح امید پرتال زیگور طراح قالب