nobody
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ nobody
آرشیو وبلاگ
      من او ()
دلم میخاد دیگه صبور نباشم نویسنده: nobody - پنجشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩۱

یک نفر باید باشد یک مرد با شانه های پهن با صورتکی معصوم

یکی که زاده ی یکی از ماه های گرم باشد

یکی که دستهاش معجزه ی یلدا باشد که تلخ نباشد تلخی نکند که فقط مرا بخواهد

یکی که اسمش هیچ کس باشد

یکی که برای چشمهای من بهار هدیه بیاورد که شانه هاش محکم باشد که دستهاش بوی خدا بدهد که فقط باشد برای لحظه ای نه برای تمام سالهایی که نبوده است

یکی که چشمهاش زیادی روشن نباشد پوستش زیادی سفید نباشد دستهاش معجزه بهار باشد لبخندش متین باشد

یک نفر باید باشد که مدام برای ثانیه های دیدنت بی قرار باشد یک نفر که تمام سالهای نبودنش را توی دفتر دلت توضیح بدهد.

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تاوان حرفهایی که نمیتوانیم بزنیم موهای سفیدیست که در لابه لای موهایمان داریم... گراز یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت.... رفتن...... شدی درس زندگیم......... تولد دوباره....... دلم کما میخاد..... گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود..... کوهی که در رگهای خود ابری ندارد.....امشب دلش تنگ است میخاهد ببارد. دوست دارم بدانم دوست داشتن را چگونه دوست داری تا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست د از کربلا که آمدی خواهی دانست که فراق بهشت با آدم چه کرد...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من خانه ی تنهایی من پسر روستایی برایت دریا دل میمانم ان سوی خیال ماه عسل پرنده ی مهاجر این سرخ تلخ ظلمت شب برگرد مجله ی اینترنتی ناونیا ژولیت جامانده از......... elpida صبح امید پرتال زیگور طراح قالب