nobody
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ nobody
آرشیو وبلاگ
      من او ()
ادما با قراراشون زندگی میکنن............ نویسنده: nobody - شنبه ٢۱ بهمن ۱۳٩۱

بابالنگ دراز خوبم سلام 

با یه دنیا حرف اومدم اینجا نمیدونم میتونم بگم یا نه نمیدونم میتونم بگم که الان دو ساعته هی شمارتو میگیرم اما قبل از اینکه زنگ بزنه قطعش میکنم 

.........اومدم بگم که دلم برای شنیدن صدات تنگ شده 

اون روز تو تلویزیون گفت ادما با قراراشون زندگی میکنن از اون روز هرچی فکر میکنم میبینم قرار زندگی ما این نبود 

...............قرار زندگی ما این نبود که یکی بمونه واون یکی بی وفایی کنه

..........قرارنبود واسه هم کم باشیم و حتی اصلا نباشیم

.......قرارنبود همو تو عمل کردن به قول و قرارامون تنها بزاریم

.......قرار بود بودن و موندنمون همیشگی باشه دلامون همیشه واسه هم بی قرار باشه

؟؟؟حالا که ما همه ی قرارای زندگیمونو زیر پا گذاشتیم چطوری باید زندگی کنیم

ولی بابا لنگ دراز عزیزم من هنوز همون دختر کوچولوی قبلم که وقتی تو خیابون راه میره به جای اینکه مستقیم بره زیگزاگ میره من هنوزم تو مغازه ها به قول تو دنبال قاتل بروسلی میگردم

هنوزم پیتزا دوست ندارم ابگوشت میخورم  هنوز شبا تا صبح بیدارم

......................

شاید از همه مهمتر این باشه که من هنوزم دوستت دارم بهت فکر میکنم و منتظرتم

با اینکه تو این روزا خیلی نامهربونی میکنی ولی من هنوزم  فکر میکنم که عیب نداره درست میشه یه روزی تو برمیگردی اسمون زندگیمون دوباره ابی میشه

راستی یادم رفت بگم 5شنبه صبح که از خواب بیدار شدم حس کردم زنجیرت تو گردنم نیست توی خواب یه تیکش پاره شده بودو از گردنم باز شده بود با اینکه تونستم درستش کنم اما کلی غصه خوردم گریه هم کردم مثل بچه ها

یادته دفعه ی اخری که دیدمت گفتی ما دیگه بچه نیستیم باید عاقلانه تصمیم بگیریم اما من هنوزم مثل بچه ها زودی بغض میکنم و گریم میگیره

  نظرات ()
مطالب اخیر تاوان حرفهایی که نمیتوانیم بزنیم موهای سفیدیست که در لابه لای موهایمان داریم... گراز یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت.... رفتن...... شدی درس زندگیم......... تولد دوباره....... دلم کما میخاد..... گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود..... کوهی که در رگهای خود ابری ندارد.....امشب دلش تنگ است میخاهد ببارد. دوست دارم بدانم دوست داشتن را چگونه دوست داری تا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست د از کربلا که آمدی خواهی دانست که فراق بهشت با آدم چه کرد...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من خانه ی تنهایی من پسر روستایی برایت دریا دل میمانم ان سوی خیال ماه عسل پرنده ی مهاجر این سرخ تلخ ظلمت شب برگرد مجله ی اینترنتی ناونیا ژولیت جامانده از......... elpida صبح امید پرتال زیگور طراح قالب