nobody
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ nobody
آرشیو وبلاگ
      من او ()
زندگی به من اموخت هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست نویسنده: nobody - سه‌شنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩۱
بعد از مدتها دیدمش
........دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن
........خودمو کنترل کردمو فقط لبخند زدم
تو دلم گریه کردمو گفتم:بی معرفت دستای من تغییر نکردن
دستات به دستای یکی دیگه عادت کردن


  نظرات ()
مطالب اخیر تاوان حرفهایی که نمیتوانیم بزنیم موهای سفیدیست که در لابه لای موهایمان داریم... گراز یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت.... رفتن...... شدی درس زندگیم......... تولد دوباره....... دلم کما میخاد..... گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود..... کوهی که در رگهای خود ابری ندارد.....امشب دلش تنگ است میخاهد ببارد. دوست دارم بدانم دوست داشتن را چگونه دوست داری تا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست د از کربلا که آمدی خواهی دانست که فراق بهشت با آدم چه کرد...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من خانه ی تنهایی من پسر روستایی برایت دریا دل میمانم ان سوی خیال ماه عسل پرنده ی مهاجر این سرخ تلخ ظلمت شب برگرد مجله ی اینترنتی ناونیا ژولیت جامانده از......... elpida صبح امید پرتال زیگور طراح قالب