nobody
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ nobody
آرشیو وبلاگ
      من او ()
دلم کما میخاد..... نویسنده: nobody - یکشنبه ٤ آبان ۱۳٩۳

این روزا به هرکی میرسم میگم درگیرم تا میان ازم گله و شکایت کنن میگم هیچی نگو که خیلی سرم شلوغه..........

این روزا گم شدم وسط یه عالمه دغدغه گم شدم وسط کارم کاری که قرار بود فقط سه روز در هفته باشه و حالا شده هر روز.............

وسط کلاسام که به خودم قول داده بودم هیچ پروژه ی پرکاریو قبول نکنمو و حالا یه پروژه دارم که شده کابوس شب و روزم...............

وسط علاقه هام مثل کلاس خیاطی که مجبور شدم ولش کنم و حالا دوباره دارم شروعش میکنم..........

یه سری از تصمیماتمم کلا یادم رفته مث رانندگی یا ورزش کردن اصلا خیلی از چیزایی که دوستشون داشتم یادم رفتن مثل همینجا

امشب یهویی دلم هوای اینجاروکرد

اامشب یهویی دلم اون پاییزه دوست داشتنی ای رو خواست که اون سال با فری گذروندم

دلم میخواد چشمامو ببندم و برای یه مدت بخوابم هیچ خوابی نبینم و وسطشم هی هزار بار از خواب نپرم فقط بخوابم

دلم کما میخواد

 

  نظرات ()
مطالب اخیر تاوان حرفهایی که نمیتوانیم بزنیم موهای سفیدیست که در لابه لای موهایمان داریم... گراز یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت.... رفتن...... شدی درس زندگیم......... تولد دوباره....... دلم کما میخاد..... گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود..... کوهی که در رگهای خود ابری ندارد.....امشب دلش تنگ است میخاهد ببارد. دوست دارم بدانم دوست داشتن را چگونه دوست داری تا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست د از کربلا که آمدی خواهی دانست که فراق بهشت با آدم چه کرد...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من خانه ی تنهایی من پسر روستایی برایت دریا دل میمانم ان سوی خیال ماه عسل پرنده ی مهاجر این سرخ تلخ ظلمت شب برگرد مجله ی اینترنتی ناونیا ژولیت جامانده از......... elpida صبح امید پرتال زیگور طراح قالب