nobody
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ nobody
آرشیو وبلاگ
      من او ()
گراز یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت.... نویسنده: nobody - شنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٤

یک...دو...سه ...چهار...
چه بیهوده میشمارم روز های نبودنت را!هفته های نبودنت را!ماه های نبودنت را!سال های نبودنت را؟
از همان روزی که در آن باریک ترین جاده دنیا قدم میزدیم...کنار هم...دوشادوش هم...خوب به خاطر دار...خورشید داشت از وسط آسمان تماشایمان میکرد.تو برایم حرف میزدی و من محو تو بودم...هیچ نمیفهمیدم چه میگویی...فقط میخواستم تو بازهم حرف بزنی و من باز هم محو تو باشم.اما افسوس که آن جاده خیلی کوتاه بود.من اگر نماینده مجلس بودم بی شک تمام وزرای راه را استیضاح میکردم،که چرا جاده ها را اینقدر کوتاه میسازند.خب شاید روزی دو عاشق بخواهند در آن جاده باهم قدم بزنند! جاده ها باید طولانی باشند...طولانی تا بینهایت...اگر آن جاده طولانی بود،ما هنوز هم داشتیم باهم قدم میزدیم...تو هنوز هم داشتی برایم حرف میزدی...و من هنوز هم محو تو بودم...

  نظرات ()
مطالب اخیر تاوان حرفهایی که نمیتوانیم بزنیم موهای سفیدیست که در لابه لای موهایمان داریم... گراز یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت.... رفتن...... شدی درس زندگیم......... تولد دوباره....... دلم کما میخاد..... گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود..... کوهی که در رگهای خود ابری ندارد.....امشب دلش تنگ است میخاهد ببارد. دوست دارم بدانم دوست داشتن را چگونه دوست داری تا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست د از کربلا که آمدی خواهی دانست که فراق بهشت با آدم چه کرد...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من خانه ی تنهایی من پسر روستایی برایت دریا دل میمانم ان سوی خیال ماه عسل پرنده ی مهاجر این سرخ تلخ ظلمت شب برگرد مجله ی اینترنتی ناونیا ژولیت جامانده از......... elpida صبح امید پرتال زیگور طراح قالب