nobody
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ nobody
آرشیو وبلاگ
      من او ()
بعد از رفتنت...... نویسنده: nobody - سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٩

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ ارزوهایت دعا کردم پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه ها ی ابی احساس تورا از بین گلهایی که در تنهاییم رویید با حسرت جدا کردم و تو در پاسخ ابی ترین موج تمنای دلم گفتی:دلم حیران و سرگردان چشمانیست رویایی و من تنها برای دیدن زیبایی ان چشم تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم.

همین بود اخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم .نمی دانم چرا رفتی؟نمی دانم چرا شاید خطا کردم و تو بی انکه فکر غربت چشمان من باشی نمی دانم کجا؟تا کی؟برای چه؟ولی رفتی ......

وبعد از رفتنت باران چه معصومانه می بارید و بعد از رفتنت قلب دریایی ترک برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در نمی خاکستر گم شد و گنجشکی که هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه برمی داشت تمام بالهایش غرق دراندوه و غربت شد.

وبعد از رفتن تو اسمان چشمهایم خیس باران بود

وبعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من  بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت

بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد و من با انکه می دانم تو هرگز یاد مرا با عبور خود نخواهی برد هنوز اشفته ی چشمان زیبای توام

برگرد ..........

ببین سرنوشت انتظار من چه خواهد شد.....

و بعد از اینهمه طوفان و وهم و پرسش و تردید کسی از پشت قاب پنجره ارام و زیبا گفت:تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو در راه عشق و انتخاب ان خطا کردم.....

ومن در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید کنار انتظاری که بدون پاسخ و سود است ومن در اوج پاییزی ترین زیبایی یک دل میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر

نمی دانم ...........

شاید به رسم عادت پروانگیمان باز

برای شادی و خوشبختی باغ ارزوهایت دعا کردم.

  نظرات ()
مطالب اخیر تاوان حرفهایی که نمیتوانیم بزنیم موهای سفیدیست که در لابه لای موهایمان داریم... گراز یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت.... رفتن...... شدی درس زندگیم......... تولد دوباره....... دلم کما میخاد..... گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود..... کوهی که در رگهای خود ابری ندارد.....امشب دلش تنگ است میخاهد ببارد. دوست دارم بدانم دوست داشتن را چگونه دوست داری تا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست د از کربلا که آمدی خواهی دانست که فراق بهشت با آدم چه کرد...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من خانه ی تنهایی من پسر روستایی برایت دریا دل میمانم ان سوی خیال ماه عسل پرنده ی مهاجر این سرخ تلخ ظلمت شب برگرد مجله ی اینترنتی ناونیا ژولیت جامانده از......... elpida صبح امید پرتال زیگور طراح قالب