nobody
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ nobody
آرشیو وبلاگ
      من او ()
پای بستن چه سود....فراری دل بود.......... نویسنده: nobody - چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٠

یه روز یه دوست یکی از دوستای مشترک منو تو یه کتاب برای بهترین دوست من خرید یه کتاب با یه عالمه جمله های جالب و قشنگ یادمه روی جلد کتاب عکس دوتا ماهی بود توی تنگ دوستم تا اونو دید گفت این شمایید یعنی منو  کتابو که باز کردیم واسه هر زوج از حیوونا یه جمله نوشته بود واسه اون دوتا ماهی نوشته بود(در تمام زندگیم در انتظار کسی بودم ووقتی او را یافتم او فقط یک ماهی عجیب و غریب بود...............

خب هیچ کس نگفته عشق بی عیب و نقص است)اون روز همه تایید کردیم که این جمله در مورد تو درسته.............

یه روز بهت گفتم غمهاو غصه های زندگیتو با من قسمت کن منم شادیامو با تو قسمت میکنم من هنوزم سر حرفم هستم دل من بیشتر از این طاقت نداره دوریتو تحمل کنه خودت که خوب میدونی پس چرا هی میخای تکرارش کنم چرا؟........

پ ن:بی تو بودن کار من نیست تا دلت نرفته برگرد...

  نظرات ()
مطالب اخیر تاوان حرفهایی که نمیتوانیم بزنیم موهای سفیدیست که در لابه لای موهایمان داریم... گراز یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت.... رفتن...... شدی درس زندگیم......... تولد دوباره....... دلم کما میخاد..... گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود..... کوهی که در رگهای خود ابری ندارد.....امشب دلش تنگ است میخاهد ببارد. دوست دارم بدانم دوست داشتن را چگونه دوست داری تا دوستت بدارم آنگونه که تو دوست د از کربلا که آمدی خواهی دانست که فراق بهشت با آدم چه کرد...
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من خانه ی تنهایی من پسر روستایی برایت دریا دل میمانم ان سوی خیال ماه عسل پرنده ی مهاجر این سرخ تلخ ظلمت شب برگرد مجله ی اینترنتی ناونیا ژولیت جامانده از......... elpida صبح امید پرتال زیگور طراح قالب