چسب زخم

بابالنگ دراز عزیزم سلام

چند روز قبل که وسایلمو مرتب میکردم یه بسته ی چسب زخم پیدا کردم همون بسته ی چسب زخمی که چند سال قبل وقتی میخاستم با دوستام برم مشهد تو راه اهن بهم دادی گفتم لازمش ندارم گفتی ببرش شاید لازمت بشه تو اون سفر من به اون چسبا هیچ نیازی پیدا کردم حتی بعدشم تا مدتها نرفتم سراغشون اما از وقتی که دیگه کنارم نیستی عجیب بهشون نیاز پیدا میکنم هر بار که پاهام زخم میشن بس که توی کوچه پس کوچه ها ی خاطراتت قدم میزنن یکی ازون چسب زخما رو میچسبونم رو زخم پام ونوازشش میکنم تازودتر خوب بشن

هروقت که چشمام درد میگیرن بس که تو کوچه ها و خیابونا دنبال نگاه اشنای تو گشتن فقط با اون چسب زخما میتونم دردشونو تسکین بدم

دستای من دیگه طاقت این همه دوری دستاتو ندارن

انگشتایی که روزی هزار بار شمارتو میگیرن و برات اس ام اس مینویسن بدون اینکه سندش کنن

بابالنگ دراز خوبم

من برای تمام دردهام یه راه حل پیدا کردم اونم از بین وسایلی که خودت بهم دادی اونم از بین تمام یادگاریات که تو این سالا جونم بهشون بسته بود فقط موندم با دلم چیکار کنم با دلی که زخم خورده  قصد خوب شدنم نداره چیکار کنم بعضی وقتا فکر میکنم باید ببرمش دکتر

بابا لنگ دراز

لطفا یه فکری واسه زخم دل و روحم بکن

راستی یادم رفت بگم چسب زخما دارن تموم میشن و وقتی اونا نباشن درد های دیگمم به دلم اضافه میشه اونوقت من میمونم و یه کوله بار پر از درد منو با کوله بار دردم تنها نزار

 

/ 14 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
روی ماه خداوند راببوس

یادمه روز تولد یکی از بهترین دوستام براش یه بسته فرستادم حاوی اقلام زیر: 1- یک بسته چسب زخم برای وقتایی که روحش از دستم زخمی میشد 2- یه بسته استامینوفن کدئین برای وقتی که روحش سردرد میشد از دست من! 3- ترازو...برای اینکه قبل از حرف زدن ازش استفاده کنه و بعد ببینه چیزایی که از دس میده و چیزایی که به دست میاره بالنس دارن یا نه؟! هنوز هم بعد از گذشت سالها از اون روز یادشه!!! سلام دعوتید به دهکده ای با قدمت صفوی...

elpida

خوبی آرزو خانوم؟ نمینویسی تو هم انگاری... [ماچ]

سمیرا

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت رفت و از گریه ی توفانی ام اندیشه نکرد چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت

موسی

ای بابا این یادگاریا غم داره بعد غمش یک حال خوبی داره ولی در کل کاش نبودن، هر چی که فراموشی رو راحت تر میکنه نباشه یهتره تازه اینا وقتی بدا که یک کم درگیر شدی وی یک کم یادت رفته ولی دوباره..... وب خوبی نداشتی اگه دیگه سرزدم[نیشخند]

فرشته

به عشق جومونگ و سوسانا چی؟ [نیشخند]

فرشته

یانگوم و اون یکی آقاهه که اسمشو یادم نیست چی؟[نیشخند]

فرشته

مچکرمو یادته؟ بچهه ایدز داشت اسمش پوم بود اون فیلمم یه دکتر داشت دکتره از مامان پوم خوشش میومد اون چی؟[خنده]

فرشته

اونو من ندیدم درچشم باد چی؟ به عشق لیلی و بیژن[نیشخند]