فکرکنم 2روز پیش بود....اره 2روز پیش بود که بهم زنگ زدی گفتی عیدت مبارک

گفتم مرسی عید توهم مبارک

گفتی من به تو اس ام اس واسه عید؟

گفتم نه

گفتی زنگ زدم؟

گفتم نه

گفتی سرم شلوغ بود کار داشتم بنایی داشتیمو مشغول کارای خونه بودم

گفتم مبارکه..............

هنوز نفهمیدم چرا خواستی بهم توضیح بدی که چرا یادت رفته عیدو بهم تبریک بگی مگه یادت رفته ما دیگه برای هم هیچی نیستیم البته تو هنوز سرجاتی ولی من برای تو هیچی نیستم اینو خوب میدونم ..............

هر روز منتظر اس ام است بودم صبح ظهر عصر شب چشمم به این گوشی لعنتی بود تا صداش میومد تندی ورش میداشتم که نکنه تو باشی اما نبودی هیچ کدومش نبودی جز دو روز پیش

انگار خوشت میاد بیای یه دور هواییم کنی بعد بزاری بری و چند وقت بعد دوباره سروکلت پیداشه بازیه قشنگیه نه؟؟؟؟

من این بازیو یه جورایی دوست دارم چون صدای تورو برام میاره حس میکنم هنوزم هستی .............

پ ن:عید خوبی نبود خیلی کسالت اور بود شاید بخاطر این بود که تنها بودم

/ 2 نظر / 3 بازدید
elpida

راستش من فکر میکنم ما واسه خوشحالی نباید منتظر دیگران باشیم...شادی حق همه است و اونی که باید به تو شادی بده فقط خودتی...دنیا پر از آدم های رنگارنگ و زیباست...چرا باید خوشحالی و خوبی و فقط با حضور یک نفر ببینیم...فکر میکنم اگه بخوای میتونی روزهایی رو بسازی که کسالت آور نباشن خوب...مگه نه؟[چشمک]

ژولیت

[ناراحت] واقعا ازش بپرس هدفش از این کار چیه هم توضیح دادنش هم تماس گرفتن های گاه و بیگاهش. میدونم تو حتی با بودن های از راه دور و با فاصله اش هم ممکنه خوشحال بشی اما فکر نمیکنی اگه این تماس های گاه به گاه نباشه تو هم شاید هر بار یه امید واهی نشینه توی دلت؟