زندگی به من اموخت هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست

بعد از مدتها دیدمش ........دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن ........خودمو کنترل کردمو فقط لبخند زدم تو دلم گریه کردمو گفتم:بی معرفت دستای من تغییر نکردن دستات به دستای یکی دیگه عادت کردن


/ 7 نظر / 10 بازدید
پریسا

خیلی خیلی خیلی خیلی ازت ممنونم که بهم سر زدی. اما به حضور سبزتان بازم نیازمندیم. بدو که کلی مطلب جدید دارم

سروناز

دوست عزیز وقت گرامیت بخیر من خیلی کم نظر میزارم ولی از خواندن مطالب شما نتونستم نظری براتون نگذارم بسیار وبلاگ موفقی دارید من توی وب سایت همیشه آنلاین نویسندگی می کنم و همچنین تو وبلاگ دوستم مریم ( به نام همه در هم ) نیز همکاری می کنم چون خیلی از وبلاگ نویسی خوشم میاد دوست دارم بنویسم دوست داشتی ما رو لینک کن تا تبادل داشته باشیم از طریق ایمیل هم می تونی در تماس باشی لینک اصلی سایت hamisheonline.com لینک وبلاگی که با دوستم همکاری می کنم hamedarham.blogfa.com خیلی مطالب جالب و خواندنی داره حتما یکسری به وب سایت و وبلاگمون که لینکش رو پایین گذاشتم بیا خوشحال میشم دوستدارت سروناز

هنگامه

سلام موفقیتت تو وبلا گ نویسی قطعیه چون خوب می نویسی بیا وبلاگت تو سایت من بذار با هم بیشتر در ارتباط باشیم هنگامه

غریبه با دل تو

برای تمام پست هات که اهی سنگین به دلم نشوند.خیلی سنگین. دیگه چیزی نمی تونم بگم

elpida

مگه هنوزم میبینیش آرزو؟ یعنی دیدیش؟

موسی

تیترت عین حقیقته