دلم میخاد دیگه صبور نباشم

یک نفر باید باشد یک مرد با شانه های پهن با صورتکی معصوم

یکی که زاده ی یکی از ماه های گرم باشد

یکی که دستهاش معجزه ی یلدا باشد که تلخ نباشد تلخی نکند که فقط مرا بخواهد

یکی که اسمش هیچ کس باشد

یکی که برای چشمهای من بهار هدیه بیاورد که شانه هاش محکم باشد که دستهاش بوی خدا بدهد که فقط باشد برای لحظه ای نه برای تمام سالهایی که نبوده است

یکی که چشمهاش زیادی روشن نباشد پوستش زیادی سفید نباشد دستهاش معجزه بهار باشد لبخندش متین باشد

یک نفر باید باشد که مدام برای ثانیه های دیدنت بی قرار باشد یک نفر که تمام سالهای نبودنش را توی دفتر دلت توضیح بدهد.

 

/ 11 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mohammadtehrani

میخوای یه راهی بهت یاد بدم که دلت واشه؟ توهم چشماتو ببند د ِ ببند دیگه خب چی میبینی؟ هیچکس خب هیچکس قشنگه دیگه هیچکس همه کسه همه کس هیچ کسه حالا حالت خوب شد؟ ه ههه ه ه ههه ه

بلاگ دایر

وبلاگ خود را به فهرست وبلاگ های فارسی اضافه کنید. www.blogdir.ir

فرشته

میخام نباشه صد سال سیاه اصلن بره بمیره خاک بر سر خره نفهم بره گمشه با همون عتیقه ای که پیداش کرده انقدر بمونن ور دل هم تا کپک بزنن[سبز] (فری عصبانیه کاریش نداشته باش)[نیشخند]

سمیرا

یک نفر باید باشد.ولی نیست حالا چه کار کنیم[متفکر]

موسی

یک نفر باید باشد ولی افسوس

چریک

گاهی باید حقیقتی تلخ رو با وجود تمام تلخیش سر کشید و قبول کرد تا دیگه جلوی چشمت نباشه. یک نفر باید باشد اما نیست. نیست چون ......

گمنام

اینجا یه مدیر نداره یه مردم جواب بده. این چه وضعیتیه؟ [عصبانی]

روی ماه خداوند راببوس

هیچکس بن هیچکس هم در روزگار هیچ از دیار هرگز خواهد آمد...نگران نباش.. سلام دعوتی به سفرنامه ی برفی...

موسی

این روزها تو هم حس آپ کردن نداری

گمنام

خدارا شکر یکی پیدا شد به این وضعیت بی سامان رسیدگی کنه. یه مدیر لایق استخدام شد[نیشخند]