سرنوشت..........

میدونی چقدر بده که وقت رفتنت رسیده اما پای رفتن نداری!!!!

میدونی چقدر بده که تورا پشت دروازه ی قلبش نگه دارنو راه ندن وتو همچنان به ابن فکر کنی که چطور میشه در زد؟؟؟

میدونی چقدر بده که درب خروجیو به تو نشون بده وتو به گلدون خالیه روی میز نگاه کنی که چرا گل مریم نداره؟؟؟

میدونی چقدر بده که تو اشعار حافظ بخونی و اون با چشمهاش عقربه های ثانیه شمارو تعقیب کنه؟؟؟

میدونی چقدر بده که پاسخ نگاهتو با لبخندی به یه تصویر توذهن مشغولش بده؟؟؟؟

میدونی چقدر بده.........؟؟؟

یک قدم به عقب برگرد

اجازه در رو به روت ببنده

گل مریم بخر و

کنار دیوان حافظ بزار

ونگاه کن

این سرنوشت توست..............

پ ن1:خبر جدید اینکه یکشنبه افتادم تو یکی از این هزاران چاله ای که شهرداری واسه فاضلاب کنده و درب و داغون افتادم گوشه ی خونه

پ ن2:یه مدته نشستم وبا خانواده همراهی میکنم و دونگ یی میبینم و همیشه به این دونگ یی و این همه علاقه ی امپراتور بهش یه جورایی حسودیم میشه!!

/ 5 نظر / 5 بازدید
فرشته

میدونی چقدر بده که یه آهنگو هزار با اتچ کنی که براش بفرستی ولی بعد به دوستت اسمس بدی پاشو بیامسنجر نذار من اینو بفرستم چون طاقت عواقب بعدشو ندارم

موسی

کمپوت بگیرم بیام دیدنت؟[خنده] چند درصد جانباز شدی الان؟ در مورد فیلم کره ای هم حرفی ندارم

elpida

بد نیست...غمگینه[ناراحت]

فرشته

دونگی ی هم تمام شد و تو نیامدی[خنثی][وحشتناک][نیشخند]

محسن

سلام چند ماهی می شه که به وبت سر نزدم.بعد این مدت از اینکه می بینم مثل من نبودی و وبت رو به روز می کردی بهت حسودیم شد.مطلبت زیبا بود.امیدوارم زیاد صدمه ندیده باشی چون چاله هایی که توی زندگی وجود داره و باید خودت رو برای اونها آمده کنی بیشتر از زحمتیه که شهرداری برای خراب کردن شهر می کشه.سالگرد مادر بزرگ رو هم تسلیت می گم.من هم مادر بزرگی داشتم که سالهاست پیش ما نیست.روز های رفتنش رو به خاطر دارم.اون موقع قبول اینکه دیگه پیشم نیست برای خیلی سخت بود و یادم حتی یک قطره اشک هم نریختم.فقط می دونم خیلی دلم براش تنگ شده.برای دوباره در آغوش گرفتن و سخت فشردنش.امیدوارم تجربه این رفتن ها و جاماندن ها برای هیچ کس تکرار نشه. شاد باشی