ما ابان ماهیا همون طور که محکم وفادار می مونیم محکم هم می میریم......

ده سال دیگرمن زنی هستم سی و پنج ساله که ده سال پیش گفته بود بی تو می میردو عذاب دنیایش این است که بی تو نفس بکشد

ده سال دیگر من زنی هستم که از قرص های اعصابم رنگین کمان ساخته ام ابی و سفیدو قرمز

وبه همه می گویم تو از تمام قرصهای اعصاب بهتری

ده سال دیگر من زنی هستم با موهایی سپید که لابه لایشان چند تار مشکی هم پیدا میشود

وتو ................

ده سال دیگر من زنی هستم که هنوزهم خیابان ویلا برایم به خاطر تو زیباست

هنوز پارک ساعی را به خاطر تو قدم میزنم

هنوز در تمام شهر به خاطر تو پرسه میزنم

و...........

ده سال دیگر من زنی هستم سی و پنج ساله

که دلم باران میخاهد اسمان صاف است شاید مثل موهای دختر تو

ده سال دیگر من زنی هستم سی و پنج ساله که هوای گرفتن دستانت را دارد و نمیدانم هنوز مرا دوست داری یا نه

ده سال دیگر همین روزها که تولدم است روزگارم اینگونه است

کاش

تولد مرا..........

ده سال دیگر..........

پ ن:من یک ابانی ام

حرفهایم را از چشمانم بخوان و گوش کن

گوش کن..........

که خاموش هاگویاترند.............

درخموشی های من فریاد هاست!

/ 0 نظر / 17 بازدید