تو قلبت یه جایی هست که روزی خونه ی من بود

خیلی سخته که بفهمی ادمی بهت خیانت کرده که تو تمام سالهای بودنش حتی وقتی که فکر کنی که رهات کرد و رفت به خودت اجازه ندادی حتی یه لحظه فکر کنی که خیانت کرده بهت

که هر وقت این فکرای مسموم میومد تو ذهنت خودتو متهم به شکاک بودن بکنی هزار تا دلیل بیاری و خودتو قانع کنی

که هر وقت هر کی خواست یه چیزی در موردش بگه و اسم خائنو روش بزاره جلوش

..........وایسی و کلی دلیل بیاری که نه اینطور نیست

حالا چطور میتونم ازت دفاع کنم وقتی خودمم بهت شک دارم تو این دو روز همش به خودم میگم نه تو اشتباه میکنی تو بد متوجه شدی چیزی که تو دیدی درست 

 .....شاید تو بد تفسیرش کرده باشی

من با اینا خودمو اروم میکنمو و فری میگه به این فکر کن که طرف خیلی زشت بود

..........نمیدونم با این فکر چطور میشه اروم شد ولی خب فریه دیگه

همش به همین چند شب پیش فکر میکنم زیاد دور نیست همین یک شنبه که گذشت بهت اس دادم و نوشتم تو قلبت یه جایی هست که روزی خونه ی من بود

وتو بلافاصله گفتی:هست هنوز

من اینو باور کرده بودم اون شب تا صبح از فکر این اس خوابم نبرد و فرداش تمام رویای شیرین دیشبم نقش بر اب شد و دیشب از فکر تو وکاری که بادلم کردی و اون دختر خوابم نبرد مرتب اسمشو تو ذهنم تکرار میکنم صورتش همش جلوی چشممه هی میرم جلوی اینه و خودمو با اون مقایسه میکنم میخام ببینم من از اون چی کمتر داشتم ولی همش بی نتیجست

پ ن:امروز یکی بهم گفت ایشالا خدا هرچی که میخای بهت بده

پ ن2:بازی با کره رو هم که بردیم باز دم تیم ملی گرم نزاشت ارزو به دل از دنیا بریم

/ 7 نظر / 16 بازدید
ژولیت

واقعا ناراحت شدم و میتونم بگم حس و حالت رو درک میکنم. گرچه کاری از دستم برنمیادکه برات انجام بدم اما دارم بهت فکر میکنم که چقدر طول میکشه برگردی به زندگی عادی. وقتی این اتفاق میفته آدم امید و باورش رو نسبت به خیلی چیزا از دست میده. امیدوارم بتونی توی این شرایط احساساتت رو مدیریت کنی عزیزم [ناراحت]

مریم

آخه من به تو چی میتونم بگم هان؟ بخدا نمی دونم چی بهت بگم. نمی دونم شاید فک کنی من تو رو درک نمی کنم. ولی به خدا می فهممت. احساستو درک می کنم. اما به قول ژولیت دلم می خواد احساساتتو مدیریت کنی.

فرشته

من همش از اون موقع که اپتو خوندم دارم فکر میکنم یه جای این جملت اشتباهه الان یادم افتاد اصلن بیتو برعکس نوشتی اصلش اینه یه جایی توی قلبت هست که روزی خونه ی من بود یعنی عمرن اگه خانومه گوگوش از این اشتباه تو بگذره لابد همینجوری هم اسمس فرستادی که جواب درست حسابی نگرفتی دیگه[نیشخند] این دوتا رو ول کن ادم نمیتونه احساساتشو مدیریت کنه یعنی خیلی سخت میتونه من خودم یه خل و چلی هستم مثه تو و کاملن درکت میکنم وقتی کرم اسمس دادن میفته تو جونت تا اون اسمس رو ندی آروم نمیشینی پس اون اسمسو بده ولی بعدن پشیمون نشو برو دنبال کارآگاه بازیت وبه این نتیجه برس تو از اون طرف بهتری و همه چی تموم تری و اون فقط یه اراذله که خودش اویزون طرف تو کرده و تو اینجوری آروم بگیر که بی لیاقتی از تو نبوده بلکه از اون بوده که به راحتی ازت گذشته

elpida

منم مثه ژولی میخوام بگم که چقدر مهمه که درست تصمیم بگیری و ...ولی فکر میکنم ته تهش...وقتی که با دلت تنها میشی...باید ببینی که میتونی یا نه...تا وقتی دلت آمادگیشو پیدا نکرده...نمیشه...نمیشه منطقی شد واقعا... یه دنیا آرزوها خوب خوب برات دارم...[ماچ] از همینجا هم کلی انرژی مثبت برات میفرستم و میگم تو میتونی هر کاری بخوای بکنی[قلب] پس مواظب خودت باش خانوم خانوما

فرشته

منم بوس کن و بگو خوشحالم که دوستی مثل تو دارم (اسمایل حسودی)[قهقهه]

موسی

واقعا بعضی چه پیشنهاداتی برا فراموش کردن میدن[خنده] شاید تو به بالاتری که لیاقتت هست و تو هم لایقش هستی خواهی رسید پ.ن: ایشالا نمردیم و بردیم ، البته در واقع مردیم و بردیم

فرشته

این جملرو در راستای اون اپت که راجع به عکس و اینا اوردم " من و تو یک عکس دونفره به این زندگی بدهکاریم "